ans Bett gefesselt sein

Aussprache: /ans bɛt ɡəˈfɛsəlt zaɪ̯n/
Worttrennung: an·s ·Bet·t ·ge·fes·sel·t ·sein
اصطلاح

زمین‌گیر شدن، به دلیل بیماری در بستر بودن

Bedeutungen

1

به معنای ناتوان بودن از ترک بستر به دلیل بیماری شدید یا ضعف جسمانی است.

  • Wegen einer schweren Grippe war er tagelang ans Bett gefesselt.به دلیل آنفولانزای شدید، روزها زمین‌گیر بود.
  • Die alte Dame ist seit ihrem Sturz ans Bett gefesselt.خانم پیر از زمان افتادنش، به دلیل بیماری در بستر است.
  • Ich hoffe, bald nicht mehr ans Bett gefesselt zu sein und wieder spazieren gehen zu können.امیدوارم به زودی دیگر زمین‌گیر نباشم و بتوانم دوباره به پیاده‌روی بروم.