ansäbeln
بریدن (اولین تکه از چیزی)، شروع به خوردن کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas ansäbeln)
با شمشیر یا وسیلهای شبیه به آن، اولین برش را روی چیزی زدن یا آن را بریدن (مثلاً کیک یا نان).
- Der Kapitän säbelte die Torte an.ناخدا کیک را برش زد.
- Er säbelte ein Stück Brot vom Laib ab.او تکهای نان از قرص نان برید.