ansässen

Aussprache: /ˈanzɛsn̩/
Worttrennung: an·säs·sen
Wort

می‌نشستند (محکم)، می‌چسبیدند (به)، منتظر می‌ماندند (شکار)

Bedeutungen

1 Akkusativ

اقامت گزیدن و سکونت یافتن در یک مکان خاص، به ویژه در زمینه‌های تاریخی یا حقوقی که به وضعیت ساکنان یا مالکان اشاره دارد.

  • Die alten Adelsfamilien hatten seit Jahrhunderten dasselbe Land angesessen.خاندان‌های اشرافی قدیمی از قرن‌ها پیش در همان سرزمین سکونت داشتند.
  • Der Lehnsherr erlaubte den Bauern, das Land zu kultivieren, solange sie ihm treu blieben und die Abgaben leisteten, die sie angesessen hatten.ارباب به رعایا اجازه داد تا زمین را کشت کنند، مادامی که به او وفادار می‌ماندند و مالیات‌هایی را که ساکن شده بودند، می‌پرداختند.