ansässig
ساکن، مقیم
Bedeutungen
1
کسی که به طور قانونی در مکانی زندگی یا اقامت دارد؛ مقیم.
- Er ist seit vielen Jahren in Deutschland ansässig.او سالهاست که در آلمان مقیم است.
- Die Firma ist in der Schweiz ansässig.این شرکت در سوئیس مستقر است.
- Als ansässiger Bürger hat er Anspruch auf Sozialleistungen.به عنوان یک شهروند مقیم، او حق دریافت مزایای اجتماعی را دارد.