ansausen
با سرعت نزدیک شدن، با شتاب آمدن
Beispiele
- Alle empfanden es als etwas befremdlich, wie er beim Klassentreffen mit seinem Porsche ''angesaust'' kam.همه از اینکه او با پورشه خود با شتاب به دیدار همکلاسیها آمد، کمی متعجب شدند.
Bedeutungen
1
an + Akkusativ (برای جهت) / Akkusativ (برای مفعول)
با سرعت به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن، با سرعت از کنار چیزی رد شدن
- Ein Auto sauste an uns vorbei.یک ماشین با سرعت از کنار ما رد شد.
- Plötzlich sauste ein Fahrradfahrer von hinten an.ناگهان یک دوچرخهسوار از پشت با سرعت نزدیک شد.
2
Akkusativ
با تندی و عصبانیت با کسی صحبت کردن، کسی را با تندی مورد خطاب قرار دادن
- Er sauste mich mit einer Frage an.او با تندی سوالی از من پرسید.
- Warum saust du mich so an?چرا اینقدر تند با من حرف میزنی؟