anscheinen
تابیدن (نور)، به نظر رسیدن، ظاهر شدن
Beispiele
- Sie saßen im Biergarten und genossen es, von der Abendsonne ''angeschienen zu werden.آنها در باغ آبجو نشسته بودند و از اینکه نور خورشید عصر آنها را روشن کرده بود لذت میبردند.
- Wie wird es wohl sein, wenn der Tag meines Todes ''anscheint?چگونه خواهد بود وقتی روز مرگ من فرا رسد؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
نور خود را بر چیزی انداختن یا به چیزی تابیدن.
- Die Sonne schien das ganze Zimmer an.خورشید به تمام اتاق میتابید.
- Der Mond schien die alte Burg an.ماه به قلعه قدیمی نور میافکند.
2
Dativ (jemandem) + Adjektiv/Adverb oder als ob-Satz
به نظر رسیدن یا جلوه کردن به گونهای خاص، اغلب به صورت غیرواقعی یا سطحی.
- Es scheint mir, als ob er traurig wäre.به نظرم میرسد که او غمگین است.
- Die Sache schien ihm nicht wichtig zu sein.این موضوع برای او مهم به نظر نمیرسید.