فعل
یواشکی نزدیک شدن، خزیدن به سمت
معانی و تعاریف anschleichen:
- دزدکی و بیصدا به کسی یا چیزی نزدیک شدن
- (مجازی) به تدریج ظاهر شدن، یواشکی وارد شدن (احساس، فکر، وضعیت)
جملات نمونه برای anschleichen:
In jedem Fall muss man ''sich'' an das Wild ''anschleichen'' und von möglichst naher Entfernung schießen.
در هر صورت باید یواشکی به سمت حیوان وحشی نزدیک شد و از نزدیکترین فاصله ممکن شلیک کرد.
Die Katze schlich sich an die Maus an.
گربه دزدکی به موش نزدیک شد.
Er schlich sich von hinten an mich an.
او از پشت یواشکی به من نزدیک شد.