anschlendern

Aussprache: /ˈanˌʃlɛndɐn/
Wortzerlegung: an·schlen·dern
فعل

آهسته و با قدم‌های شل و بی‌قید و بند نزدیک شدن، قدم زدن به سمت

Beispiele

  • Er ''schlendert'' wie immer als Letzter ''an.او مثل همیشه آخرین نفر با قدم‌های آهسته به سمت ما آمد.

Bedeutungen

1 zu + Dativ / an + Akkusativ

به آرامی و بی‌هدف به سمت کسی یا چیزی قدم زدن یا پرسه زدن.

  • Er schlenderte gemütlich zum Café an.او با آرامش به سمت کافه قدم زد.
  • Sie schlenderte an den Strand an, um den Sonnenuntergang zu sehen.او به سمت ساحل قدم زد تا غروب آفتاب را ببیند.