anschlurfen

Aussprache: /ˈanˌʃlʊrfən/
Wortzerlegung: an·schlur·fen
فعل

آهسته و با صدای کشیدن پا نزدیک شدن، لفت لفت آمدن

Beispiele

  • Der Geschäftsführer kommt ''angeschlurft,'' ein maulfauler Russe, der nicht weiß, was man von ihm will.مدیرعامل آهسته و با صدای کشیدن پا نزدیک می‌شود، یک روسِ کم‌حرف که نمی‌داند از او چه می‌خواهند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با پای کشیده و صدای شلپ‌شلپ راه رفتن، معمولاً به آرامی و بی‌حال

  • Der alte Mann schlurfte langsam die Treppe an.پیرمرد آهسته و با پای کشیده از پله‌ها بالا رفت.
  • Sie schlurfte müde zur Tür an und öffnete sie.او خسته و با پای کشیده به سمت در رفت و آن را باز کرد.