anschlurfen
آهسته و با صدای کشیدن پا نزدیک شدن، لفت لفت آمدن
Beispiele
- Der Geschäftsführer kommt ''angeschlurft,'' ein maulfauler Russe, der nicht weiß, was man von ihm will.مدیرعامل آهسته و با صدای کشیدن پا نزدیک میشود، یک روسِ کمحرف که نمیداند از او چه میخواهند.
Bedeutungen
1
intransitiv
با پای کشیده و صدای شلپشلپ راه رفتن، معمولاً به آرامی و بیحال
- Der alte Mann schlurfte langsam die Treppe an.پیرمرد آهسته و با پای کشیده از پلهها بالا رفت.
- Sie schlurfte müde zur Tür an und öffnete sie.او خسته و با پای کشیده به سمت در رفت و آن را باز کرد.