anschmeißen
روشن کردن (دستگاه)، راه انداختن، شروع کردن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anschmeißen)
روشن کردن یا به کار انداختن یک دستگاه، موتور یا ماشین (عامیانه).
- Kannst du bitte die Heizung anschmeißen?میتوانی لطفاً بخاری را روشن کنی؟
- Er hat den alten Rasenmäher wieder angeschmissen.او ماشین چمنزنی قدیمی را دوباره راه انداخت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas anschmeißen)
چیزی را شروع کردن یا به راه انداختن (مثلاً یک مهمانی یا پروژه) (عامیانه).
- Lasst uns eine Party anschmeißen!بیا یک مهمانی راه بیندازیم!
- Sie haben ein neues Geschäft angeschmissen.آنها یک کسب و کار جدید را شروع کردهاند.
3
sich + an + Akkusativ
خود را به کسی نزدیک کردن، با کسی لاس زدن (عامیانه، اغلب با بار منفی).
- Er versucht, sich bei der Chefin anzuschmeißen.او سعی میکند دل رئیس زن را به دست آورد.
- Sie hat versucht, sich an den neuen Kollegen anzuschmeißen.او سعی کرد با همکار جدید لاس بزند.