anschmeissen
روشن کردن، به راه انداختن، شروع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
شروع کردن یا به راه انداختن چیزی (اغلب با انرژی یا هیجان زیاد)، روشن کردن یک دستگاه یا سیستم.
- Nach der langen Pause schmiss er die Band wieder mit voller Energie an.پس از وقفه طولانی، او گروه را دوباره با تمام انرژی به راه انداخت.
- Es ist Zeit, die Heizung anzuschmeißen, denn die Temperaturen sinken rapide.وقت آن است که بخاری را روشن کنیم، زیرا دما به سرعت در حال کاهش است.
2
Akkusativ
انداختن یا پرتاب کردن چیزی به داخل یا به سمت جایی (اغلب با بیدقتی یا خشونت).
- Er schmiss die schmutzige Wäsche achtlos in die Waschmaschine.او لباسهای کثیف را بیتوجه به داخل ماشین لباسشویی انداخت.
- Die Kinder schmissen ihre Spielsachen auf den Teppich.بچهها اسباببازیهایشان را روی فرش انداختند.