anschmiegsam
خود را به دیگری چسباننده؛ در جستجوی نزدیکی و محبت؛ سازگار، نرم، بغلی، نیازمند محبت، لطیف
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که تمایل دارد به دیگران نزدیک شود، خود را به آنها بچسباند و محبت و توجه طلب کند؛ بغلی و نیازمند نوازش.
- Der Welpe ist sehr anschmiegsam und liebt es, auf dem Schoß zu liegen.توله سگ بسیار بغلی است و دوست دارد روی پا بنشیند.
- Ihre anschmiegsame Art macht sie zu einer beliebten Freundin.رفتار محبتآمیز و نیازمند محبت او، او را به دوستی محبوب تبدیل کرده است.
- Das Kind war sehr anschmiegsam und suchte ständig Körperkontakt.کودک بسیار نیازمند محبت بود و دائماً به دنبال تماس بدنی بود.
2
نرم، لطیف و سازگار که به راحتی شکل میگیرد یا به چیزی میچسبد (مشابه schmiegsam اما با تاکید بیشتر بر جنبه عاطفی یا تمایل به نزدیکی).
- Das anschmiegsame Material des Schals fühlte sich angenehm auf der Haut an.جنس نرم و لطیف شال، احساس خوشایندی روی پوست ایجاد میکرد.
- Die anschmiegsame Polsterung des Sofas lud zum Entspannen ein.روکش نرم و سازگار مبل، دعوت به آرامش میکرد.
- Er mochte die anschmiegsame Textur des neuen Pullovers.او بافت نرم و دلنشین پلیور جدید را دوست داشت.