فعل
به آرامی در هوا نزدیک شدن، شناور شدن
معانی و تعاریف anschweben:
- (چیزی) به آرامی/شناور نزدیک شدن، در هوا شناور بودن و نزدیک شدن (بدون مفعول)
- (مجازی) در راه بودن، قریبالوقوع بودن (معمولاً برای اتفاقات ناخوشایند، بدون مفعول)
جملات نمونه برای anschweben:
„Aus dem nächsten Raum kommt ein mit Helium gefüllter Zuckerluftballon ''angeschwebt.''“
«یک بادکنک پر از هلیوم از اتاق کناری به سمت ما شناور شد.»
Ein Hubschrauber schwebte langsam an.
یک هلیکوپتر به آرامی نزدیک شد.
Die Wolken schwebten vom Horizont an.
ابرها از افق به آرامی نزدیک شدند.