anschwemmen
به ساحل آوردن (توسط آب)، شستن (به ساحل)
Beispiele
- Das Meer ''hat'' über Nacht wieder allerlei Standgut ''angeschwemmt.دریا شبانه انواع مختلفی از اشیاء را به ساحل آورده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(از آب) چیزی را به خشکی یا مکانی آوردن، ته نشین کردن.
- Das Hochwasser hat viel Treibholz angeschwemmt.سیل چوبهای شناور زیادی را به ساحل آورد.
- Der Fluss schwemmt Sand und Schlamm an.رودخانه شن و گل و لای را ته نشین میکند.