فعل
سرِ کسی کلاه گذاشتن، کسی را گول زدن، کسی را فریب دادن
معانی و تعاریف anschwindeln:
- دروغ گفتن به کسی، فریب دادن کسی با دروغ
جملات نمونه برای anschwindeln:
Du hast mich doch nicht ''angeschwindelt,'' oder?
تو مرا گول نزدی، مگر نه؟
''Schwindel'' mich nicht ''an!'' Hast du wieder geraucht?
مرا گول نزن! دوباره سیگار کشیدی؟
Er hat mich mit einer Lüge angeschwindelt, um seine Fehler zu vertuschen.
او با یک دروغ مرا فریب داد تا اشتباهاتش را پنهان کند.