anschwirren
با صدای وزوز نزدیک شدن، پرواز کردن به سمت
Beispiele
- Stell einen Zwetschgendatschi auf den Gartentisch und du kannst sicher sein, dass Unmengen von Wespen ''anschwirren werden!یک کیک آلو روی میز باغ بگذارید و مطمئن باشید که تعداد زیادی زنبور با صدای وزوز به سمت آن خواهند آمد!
- Kaum haben wir das Lokal betreten, kommen schon vier Kellner ''angeschwirrt,'' um uns zu einem Tisch zu führen.به محض اینکه وارد رستوران شدیم، چهار پیشخدمت به سمت ما آمدند تا ما را به سمت میزی هدایت کنند.
Bedeutungen
1
um + Akkusativ
وزوز کردن یا پرواز کردن حشرات دور چیزی
- Die Bienen schwirrten um die Blumen an.زنبورها دور گلها وزوز میکردند.
- Eine Mücke schwirrte um meinen Kopf an.یک پشه دور سرم وزوز میکرد.
2
um + Akkusativ
جمع شدن یا هجوم آوردن افراد دور کسی/چیزی (مجازی)
- Die Kinder schwirrten um den Eisverkäufer an.بچهها دور بستنیفروش جمع شدند.
- Die Fans schwirrten um den Star an.طرفداران دور ستاره جمع شدند.