فعل
نگاه کردن، تماشا کردن، بررسی کردن
معانی و تعاریف ansehen:
- به کسی یا چیزی نگاه کردن، تماشا کردن
- کسی یا چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن
- خود را در آینه نگاه کردن
جملات نمونه برای ansehen:
„Gerne hätte ich mich von Extrembergsteigern der Küstenwache retten lassen, aber dann musste ich mit ''ansehen'', wie ein greises Pärchen an uns vorüber zu Tal schritt, rüstig und flott, mit Kraxelstöcken und völlig schwindelfrei.“
«دوست داشتم توسط کوهنوردان حرفهای گارد ساحلی نجات پیدا کنم، اما بعد مجبور شدم «تماشا کنم» که چطور یک زوج پیر، سرحال و قبراق، با عصاهای کوهنوردی و بدون هیچ ترسی از ارتفاع، از کنار ما به سمت پایین دره قدم میزدند.»
Sieh mich an!
به من نگاه کن!
Wir haben uns einen Film angesehen.
ما یک فیلم تماشا کردیم.