ansetzen
تعیین کردن (زمان/قیمت)، چسباندن/قرار دادن، چربی آوردن، شروع کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) ansetzen
زمان، تاریخ یا قیمت برای جلسه یا روندی تعیین کردن
- Wir müssen einen neuen Termin für die Prüfung ansetzen.ما باید تاریخ جدیدی برای امتحان تعیین کنیم.
- Das Gutachten hat den Wert des Hauses sehr hoch angesetzt.کارشناسی ارزش خانه را بسیار بالا برآورد (تعیین) کرده است.
2
etwas (Akk) + an + Akkusativ/Dativ ansetzen
ابزار، چاقو، مته یا نردبان را دقیقاً در نقطه شروع قرار دادن/تکیه دادن
- Der Chirurg muss den Schnitt sehr präzise ansetzen.جراح باید برش را بسیار دقیق بزند (آغاز کند).
- Man muss den Bohrer im rechten Winkel ansetzen.باید مته را در زاویه قائم قرار داد.
3
etwas (Akk) ansetzen / sich ansetzen
چربی اضافه کردن، وزن گرفتن، زنگزدگی یا لایه بستن
- Wenn man sich wenig bewegt, setzt man schnell Bauchfett an.اگر کسی کم تحرک باشد، سریع چربی شکم میآورد.
- An den alten Rohren hat sich Rost angesetzt.روی لولههای قدیمی زنگزدگی نشسته است.
4
zu etwas ansetzen / ansetzen + zu + Infinitiv
شروع به صحبت یا انجام کاری کردن (معمولاً با zu)
- Er setzte zu einer langen Erklärung an.او شروع به ارائه توضیحی طولانی کرد.
- Sie setzte an zu sprechen, aber der Lärm übertönte sie.او خواست شروع به صحبت کند اما سر و صدا مانع شد.