anspielen
اشاره/کنایه زدن، پاس دادن، اندکی نواختن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
به طور غیرمستقیم یا کنایهآمیز به چیزی یا کسی اشاره کردن
- Worauf willst du mit dieser Bemerkung eigentlich anspielen?با این حرف دقیقاً میخواهی به چه چیزی اشاره کنی (کنایه بزنی)؟
- Er hat in seiner Rede auf die jüngsten Ereignisse angespielt.او در سخنرانیاش به وقایع اخیر اشاره کرد.
2
Akkusativ / (jemanden anspielen)
در ورزش، توپ را به همتیمی پاس دادن یا بازی را شروع کردن
- Der Mittelfeldspieler hat den freien Stürmer perfekt angespielt.هافبک به مهاجم آزاد به زیبایی پاس داد.
- Nach dem Gegentor musste die Mannschaft neu anspielen.بعد از گل خوردن، تیم باید بازی را از وسط شروع میکرد.
3
Akkusativ
قطعهای از موسیقی را برای امتحان یا معرفی کوتاه نواختن
- Ich will dir den neuen Song kurz anspielen.میخواهم آهنگ جدید را کوتاهی برایت بنوازم (پخش کنم).