anspielen

Aussprache: /ˈanʃpiːlən/
Wortzerlegung: an·spie·len
فعل

اشاره/کنایه زدن، پاس دادن، اندکی نواختن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

به طور غیرمستقیم یا کنایه‌آمیز به چیزی یا کسی اشاره کردن

  • Worauf willst du mit dieser Bemerkung eigentlich anspielen?با این حرف دقیقاً می‌خواهی به چه چیزی اشاره کنی (کنایه بزنی)؟
  • Er hat in seiner Rede auf die jüngsten Ereignisse angespielt.او در سخنرانی‌اش به وقایع اخیر اشاره کرد.
2 Akkusativ / (jemanden anspielen)

در ورزش، توپ را به هم‌تیمی پاس دادن یا بازی را شروع کردن

  • Der Mittelfeldspieler hat den freien Stürmer perfekt angespielt.هافبک به مهاجم آزاد به زیبایی پاس داد.
  • Nach dem Gegentor musste die Mannschaft neu anspielen.بعد از گل خوردن، تیم باید بازی را از وسط شروع می‌کرد.
3 Akkusativ

قطعه‌ای از موسیقی را برای امتحان یا معرفی کوتاه نواختن

  • Ich will dir den neuen Song kurz anspielen.می‌خواهم آهنگ جدید را کوتاهی برایت بنوازم (پخش کنم).