anspielen
اشاره کردن (به چیزی)، پاس دادن
Beispiele
- Der Linksaußen ''spielte'' den Ball hoch ''an''.مهاجم چپ توپ را به صورت عمقی و بلند پاس داد.
- Ich will Dir das Lied nur kurz ''anspielen.من فقط میخواهم قطعه را به طور خلاصه برایت بنواز.
- Worauf willst Du damit ''anspielen?هدفت از این حرف چیست؟ / به چه چیزی میخواهی اشاره کنی؟
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
اشاره کردن، کنایه زدن (به چیزی/کسی)
- Er spielte auf die jüngsten Ereignisse an.او به وقایع اخیر اشاره کرد.
- Ihre Bemerkung spielte auf unsere frühere Diskussion an.اظهار نظر او به بحث قبلی ما کنایه میزد.
2
Akkusativ
(ورزش) شروع به بازی کردن، توپ را به جریان انداختن
- Der Schiedsrichter pfiff an, und die Mannschaft spielte an.داور سوت زد و تیم بازی را شروع کرد.
- Er spielte den Ball zu seinem Mitspieler an.او توپ را به همتیمیاش پاس داد.