anspruchsvoll
پرتوقع، دشوار، نیازمند دقت و تلاش بالا
Bedeutungen
1
نیازمند تلاش، مهارت یا توجه زیاد؛ دشوار.
- Das ist eine sehr anspruchsvolle Aufgabe.این یک وظیفه بسیار دشوار است.
- Die Prüfung war anspruchsvoll, aber machbar.امتحان دشوار بود، اما قابل انجام.
- Er hat anspruchsvolle Ziele für seine Karriere.او اهداف بلندپروازانهای برای شغل خود دارد.
2
کسی که انتظارات بالایی دارد و به راحتی راضی نمیشود؛ پرتوقع.
- Sie ist eine anspruchsvolle Kundin.او مشتریای پرتوقع است.
- Er ist sehr anspruchsvoll, was seine Kleidung angeht.او در مورد لباسهایش بسیار سختگیر است.
- Der Chef ist anspruchsvoll, aber fair.رئیس پرتوقع است، اما منصف.