anspruchsvoll

Aussprache: /ˈanʃpʁʊxˌsfɔl/
Worttrennung: an·spruchs·voll
صفت

پرتوقع، دشوار، نیازمند دقت و تلاش بالا

Bedeutungen

1

نیازمند تلاش، مهارت یا توجه زیاد؛ دشوار.

  • Das ist eine sehr anspruchsvolle Aufgabe.این یک وظیفه بسیار دشوار است.
  • Die Prüfung war anspruchsvoll, aber machbar.امتحان دشوار بود، اما قابل انجام.
  • Er hat anspruchsvolle Ziele für seine Karriere.او اهداف بلندپروازانه‌ای برای شغل خود دارد.
2

کسی که انتظارات بالایی دارد و به راحتی راضی نمی‌شود؛ پرتوقع.

  • Sie ist eine anspruchsvolle Kundin.او مشتری‌ای پرتوقع است.
  • Er ist sehr anspruchsvoll, was seine Kleidung angeht.او در مورد لباس‌هایش بسیار سخت‌گیر است.
  • Der Chef ist anspruchsvoll, aber fair.رئیس پرتوقع است، اما منصف.