anstachen
سوراخ کردن، شکافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تحریک کردن یا برانگیختن کسی به انجام کاری، اغلب با اشاره به تشویق مخفیانه یا تحریک به سمت اعمال نادرست، خشونتآمیز یا خطرناک.
- Die provokanten Reden des Agitators versuchten, die Menge zu aufzuwiegeln und zu unüberlegten Handlungen anzustachen.سخنرانیهای تحریکآمیز مبلغ سعی داشت جمعیت را برانگیزد و به اقداماتی نسنجیده وادار کند.
- Er ließ sich nicht von seinen Neidern zu einer Dummheit anstachen.او اجازه نداد حسودانش او را به انجام حماقتی تحریک کنند.