anstarrten
زل زدند (سوم شخص جمع گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
نگاه کردن طولانی و خیره به کسی یا چیزی، اغلب با حالتی از بیتفاوتی، تحسین، یا حتی تهدید، به طوری که فرد مورد نظر احساس ناراحتی کند.
- Der Fremde starrte die Passanten mit einer unheimlichen Intensität an, als ob er ihre tiefsten Geheimnisse ergründen wollte.غریبه با شدتی وهمآور به رهگذران خیره مانده بود، گویی میخواست عمیقترین اسرارشان را کشف کند.
- Nach dem unerwarteten Urteil starrte die Angeklagte die Richter stumm an, unfähig, die Tragweite der Entscheidung zu begreifen.پس از حکم غیرمنتظره، متهم با سکوت به قضات خیره ماند، ناتوان از درک گسترهی تصمیم.