فعل
استخدام کردن، روشن کردن (دستگاه)، به راه انداختن
معانی و تعاریف anstellen:
- روشن کردن یک دستگاه یا وسیله
- به صف ایستادن، در صف قرار گرفتن (معمولاً با sich)
- استخدام کردن کسی برای کاری
- کاری را انجام دادن (اغلب با مفهوم منفی یا عجیب)
جملات نمونه برای anstellen:
Du musst die Leiter richtig ''anstellen.''
تو باید نردبان را به درستی تکیه دهی (یا تنظیم کنی).
Er war bei einer Tochterfirma ''angestellt.''
او در یک شرکت زیرمجموعه استخدام شده بود.
„Nicht mehr Hobbyprogrammierer arbeiten an der Software, sondern fest ''angestellte'' Entwickler überwiegend großer Firmen wie Microsoft, Google oder IBM.“
«دیگر برنامهنویسان آماتور روی نرمافزار کار نمیکنند، بلکه توسعهدهندگان تماموقت و استخدامشده عمدتاً از شرکتهای بزرگی مانند مایکروسافت، گوگل یا IBM کار میکنند.»