anstellen
روشن کردن (دستگاه)، به صف ایستادن، استخدام کردن، دست زدن به (کاری/خرابکاری)
Bedeutungen
1
Akkusativ
روشن کردن یا به راه انداختن یک دستگاه، دستگاه حرارتی یا چراغ
- Kannst du bitte das Licht anstellen?میشود لطفاً چراغ را روشن کنی؟
- Er stellte den Fernseher an, um die Nachrichten zu sehen.او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را ببیند.
2
sich + an + Akkusativ / in + Akkusativ (oder ohne Präposition)
در صف ایستادن، به صف پیوستن
- Wir mussten uns lange an der Kasse anstellen.ما مجبور بودیم مدت زیادی در صف صندوق بایستیم.
- Bitte stellen Sie sich hinten an.لطفاً در انتهای صف بایستید.
3
Akkusativ (+ als + Nominativ / für + Akkusativ)
استخدام کردن کسی برای یک شغل یا کار
- Die Firma hat einen neuen Mitarbeiter angestellt.شرکت یک کارمند جدید استخدام کرده است.
- Sie wurde als Verkäuferin angestellt.او به عنوان فروشنده استخدام شد.
4
Akkusativ
دست زدن به کاری (معمولاً شیطنت، خرابکاری یا کار احمقانه)
- Was hast du denn schon wieder angestellt?باز چه خرابکاریای به بار آوردهای؟
- Die Kinder haben viele Dummheiten angestellt.بچهها کارهای احمقانه زیادی انجام دادند.
5
sich + geschickt / ungeschickt / dumm + anstellen
رفتار کردن یا برخورد کردن با یک موقعیت به شیوهای خاص (نابتدیانه یا با مهارت)
- Stell dich nicht so ungeschickt an!اینقدر ناشیانه رفتار نکن (دست و پا چلفتی بازی درنیاور)!
- Er stellt sich bei der Arbeit sehr gut an.او در کارش بسیار ماهرانه رفتار میکند.