anstolzieren

Aussprache: /ˈanˌʃtɔltsiːrən/
Wortzerlegung: an·stol·zie·ren
فعل

با غرور و تکبر نزدیک شدن، با گام‌های شمرده و مغرورانه آمدن

Beispiele

  • Am Wasserloch von Gemsbokvlakte beobachteten wir einige Elefanten. […] Prustend und schnaubend kamen die Riesen ''anstolziert,'' als liege ihnen die Welt zu Füßen.در کنار آبشخور گمزبوک‌ولاکته، چند فیل را تماشا کردیم. [...] غرش‌کنان و پوزه‌کشان، غول‌ها با گام‌هایی مغرورانه نزدیک شدند، انگار که دنیا به پایشان افتاده بود.

Bedeutungen

1 بدون مفعول / auf + Akkusativ (به سمت)

با حالتی مغرورانه، متکبرانه یا خودنما به سمت کسی/چیزی حرکت کردن

  • Er stolzierte mit seiner neuen Jacke an.او با کت جدیدش با غرور جلو آمد.
  • Die Prinzessin stolzierte auf den Ballsaal zu.شاهزاده خانم با ناز و ادا به سمت سالن رقص رفت.