antörnen
برانگیختن، تحریک کردن (حواس را)، به وجد آوردن، هیجانزده کردن (گاهی جنسی)
Beispiele
- Die Musik ''törnt an'' und beschwingt.موسیقی هیجانانگیز است و روحیه را شاد میکند.
- Wie sie da so aufreizend tanzt, ''törnt'' mich schon irgendwie ''an.وقتی اینطور وسوسهانگیز میرقصد، مرا به نوعی هیجانزده میکند.
- Ok, Maggy ''hat'' ihn ''angetörnt,'' aber das ist ja nun nicht weiter wichtig, oder?باشه، مگی او را هیجانزده کرد، اما این دیگر مهم نیست، درست است؟
- Heute Abend muss ich mir einen ''antörnen!'' Wer kommt mit?امشب باید یکی بزنم! کی با من میاد؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
هیجانزده کردن، تحریک کردن (جنسی یا عمومی، عامیانه)
- Diese Musik törnt mich total an.این موسیقی کاملاً من را هیجانزده میکند.
- Sein selbstbewusstes Auftreten törnt sie an.ظاهر با اعتماد به نفس او او را تحریک میکند.