antasten
دست زدن، لمس کردن؛ دستاندازی کردن به (منابع، ذخایر)
Beispiele
- Keiner darf die teure Vase ''antasten.'' Nur ansehen ist erlaubt.هیچکس حق ندارد به گلدان گرانقیمت دست بزند. فقط نگاه کردن مجاز است.
- Wir sollten die Reserven wirklich noch nicht ''antasten.ما واقعاً نباید هنوز به ذخایر دستاندازی کنیم.
- Keiner kommt auf die Idee, die Unabhängigkeit des Landes ''anzutasten.هیچکس به این فکر نمیکند که به استقلال کشور دستاندازی کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دست زدن به چیزی یا کسی، اغلب با مفهوم لمس کردن ناخواسته، بیاجازه یا با قصد آسیب رساندن.
- Bitte tasten Sie die Kunstwerke nicht an.لطفاً به آثار هنری دست نزنید.
- Er wagte es nicht, sie anzutasten.او جرأت نکرد به او دست بزند.
2
Akkusativ
به حقوق، دارایی، اعتبار یا آزادی کسی تجاوز کردن؛ خدشهدار کردن یا به خطر انداختن چیزی.
- Man darf die Grundrechte der Bürger nicht antasten.نباید به حقوق اساسی شهروندان تجاوز کرد.
- Diese Reform würde die sozialen Errungenschaften antasten.این اصلاحات دستاوردهای اجتماعی را خدشهدار خواهد کرد.