antiautoritär

Aussprache: /ˌantiʔaʊ̯toʁiˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: an·ti·au·to·ri·tär
صفت

ضد استبداد، ضد اقتدار، آزادی‌خواهانه

Bedeutungen

1

مخالف با قدرت یا اقتدارگرایی؛ که به دنبال آزادی و عدم تبعیت از قوانین یا ساختارهای تحمیلی است؛ ضد اقتدار.

  • Die Band ist bekannt für ihre antiautoritären Texte.این گروه موسیقی به خاطر متن‌های ضد اقتدارش شناخته شده است.
  • Er vertrat eine antiautoritäre Haltung gegenüber der Regierung.او موضعی ضد اقتدار در قبال دولت اتخاذ کرد.
  • Die antiautoritäre Bewegung forderte mehr individuelle Freiheit.جنبش ضد اقتدار، آزادی فردی بیشتری را طلب می‌کرد.
2

که به دنبال براندازی یا تضعیف ساختارهای قدرت سنتی یا رسمی است؛ آزادی‌خواهانه.

  • Seine antiautoritären Ideen inspirierten viele junge Menschen.ایده‌های ضد اقتدار او بسیاری از جوانان را الهام بخشید.
  • Das Festival hatte eine stark antiautoritäre Atmosphäre.این جشنواره فضایی به شدت ضد اقتدار داشت.
  • Sie lehnten jede Form von antiautoritärer Unterdrückung ab.آنها هرگونه سرکوب ضد اقتدار را رد کردند.