antizipativ
پیشگیرانه، ازپیشتعیینشده، پیشبینانه
Bedeutungen
1
اقدام یا واکنشی که بر اساس پیشبینی رویدادهای آینده صورت میگیرد؛ پیشگیرانه.
- Das Unternehmen traf antizipative Maßnahmen, um auf die Marktschwankungen vorbereitet zu sein.شرکت برای آمادگی در برابر نوسانات بازار، اقدامات پیشگیرانهای انجام داد.
- Eine antizipative Fehlererkennung kann Produktionsausfälle vermeiden.تشخیص پیشبینانه خطا میتواند از توقف تولید جلوگیری کند.
- Die antizipative Planung des Projekts berücksichtigte mögliche Risiken.برنامهریزی پیشبینانه پروژه، ریسکهای احتمالی را در نظر گرفت.
2
چیزی که از قبل تعیین شده یا انتظار میرود؛ ازپیشتعیینشده.
- Die antizipative Verteilung der Gewinne war bereits im Vertrag festgelegt.توزیع ازپیشتعیینشده سودها از قبل در قرارداد مشخص شده بود.
- Er hatte eine antizipative Vorstellung davon, wie die Prüfung ablaufen würde.او تصور ازپیشتعیینشدهای از چگونگی برگزاری آزمون داشت.
- Die antizipative Reaktion des Publikums war positiv.واکنش مورد انتظار مخاطبان مثبت بود.