antizipieren
پیشبینی کردن، از پیش دریافتن، پیشدستی کردن
Beispiele
- Manchmal kann man einen Gedanken des Partners ''antizipieren,'' bevor er ihn äußern konnte.گاهی اوقات میتوان فکر شریک زندگی را پیش از آنکه بتواند آن را به زبان آورد، پیشبینی کرد.
- Die Aktie dürfte zwar schon viel ''antizipiert'' haben, insgesamt dürfte sich der positive Kurstrend des Papiers aber fortsetzen, erwartet der Analyst.تحلیلگر انتظار دارد که سهام احتمالاً بسیاری از روندها را پیشخور کرده باشد، اما در مجموع روند صعودی مثبت اوراق بهادار ادامه یابد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که قرار است در آینده اتفاق بیفتد، پیشبینی کردن یا از قبل انتظار داشتن.
- Man muss die Bedürfnisse der Kunden antizipieren, um erfolgreich zu sein.برای موفقیت باید نیازهای مشتریان را پیشبینی کرد.
- Sie antizipierte seine Reaktion und handelte entsprechend.او واکنش او را پیشبینی کرد و بر اساس آن عمل کرد.