antreiben

Aussprache: /ˈanˌtraɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: an·trei·ben
فعل

واداشتن، ترغیب کردن، به حرکت درآوردن، موتور را به کار انداختن

Beispiele

  • Wir müssen die Leute etwas ''antreiben,'' damit wir rechtzeitig fertig werden.ما باید کمی به افراد فشار بیاوریم تا به موقع کار را تمام کنیم.
  • Der Motor ''treibt'' die Zahnräder ''an''.موتور چرخ‌دنده‌ها را به حرکت درمی‌آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به حرکت درآوردن، نیروی محرکه چیزی بودن.

  • Der Motor treibt das Boot an.موتور قایق را به حرکت درمی‌آورد.
  • Windkraftanlagen treiben Generatoren an.توربین‌های بادی ژنراتورها را به کار می‌اندازند.
2 Akkusativ (jemanden)

کسی را تشویق یا تحریک کردن به انجام کاری، انگیزه دادن.

  • Sein Ehrgeiz treibt ihn immer wieder an.جاه‌طلبی‌اش او را همیشه به جلو می‌راند.
  • Die Trainer treiben die Sportler zu Höchstleistungen an.مربیان ورزشکاران را به بهترین عملکرد ترغیب می‌کنند.