anwärmen
کمی گرم کردن، گرم شدن تدریجی، آماده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anwärmen)
چیزی را کمی گرم کردن، به دمای مطلوب رساندن (نه کاملاً داغ کردن).
- Bitte die Suppe kurz anwärmen, sie ist kalt geworden.لطفاً سوپ را کمی گرم کن، سرد شده است.
- Der Künstler wärmte die Farben auf der Palette an.هنرمند رنگها را روی پالت کمی گرم کرد.
2
sich (Akkusativ) (sich anwärmen)
آماده شدن (بدنی یا ذهنی) برای یک فعالیت یا کار؛ گرم کردن عضلات قبل از ورزش.
- Die Sportler wärmen sich vor dem Wettkampf auf.ورزشکاران قبل از مسابقه خود را گرم میکنند.
- Er wärmte sich gedanklich auf, bevor er die Präsentation begann.او قبل از شروع ارائه، ذهنش را آماده کرد.