anwenden
به کار بردن، اعمال کردن، استفاده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
دانش، روش، قاعده یا ابزاری را در عمل پیاده کردن و به کار بستن
- Er wendet sein theoretisches Wissen in der Praxis an.او دانش نظری خود را در عمل به کار میبندد.
- Diese Regel lässt sich auf den aktuellen Fall nicht anwenden.این قاعده را نمیتوان روی این مورد فعلی اعمال کرد.
2
Akkusativ
اعمال کردن قانون یا استفاده از زور و قدرت
- Das Gericht muss das geltende Gesetz anwenden.دادگاه باید قانون جاری را اعمال کند.
- Die Polizei musste Gewalteinsatz vermeiden, wo es ging.پلیس تا حد امکان باید از بهکارگیری زور پرهیز میکرد.