فعل
منزجر کردن، حال به هم زدن، نفرتانگیز بودن
معانی و تعاریف anwidern:
- (transitiv) منزجر کردن، حال به هم زدن (کسی را)
جملات نمونه برای anwidern:
Dieses rassistische Verhalten ''widert'' einen ''an.''
این رفتار نژادپرستانه آدم را ''منزجر میکند''.
Sie musste sich ''angewidert'' abwenden, da sie den Anblick nicht ertrug.
او مجبور شد با ''انزجار'' روی برگرداند، زیرا نمیتوانست آن منظره را تحمل کند.
Sein Verhalten widert mich an.
رفتار او مرا منزجر میکند.