anzetteln
شروع کردن (یک کار منفی)، برانگیختن، فتنه کردن
Beispiele
- […] als Student erlebte er 1989 in Dresden Stagnation statt Aufbruch. Also ''zettelte'' er eine Revolte ''an.... او در سال ۱۹۸۹ در درسدن به جای پیشرفت، رکود را تجربه کرد. بنابراین او یک شورش را آغاز کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به راه انداختن، شروع کردن یا تحریک کردن (معمولاً چیزی منفی مانند دعوا، شورش، جنگ)
- Er wurde beschuldigt, einen Aufstand angezettelt zu haben.او متهم شد که یک شورش را به راه انداخته است.
- Man sollte keine Streitigkeiten anzetteln.نباید درگیریها را به راه انداخت.