anziehen
پوشیدن، لباس پوشاندن، جذب کردن، سفت کردن، افزایش یافتن
Bedeutungen
1
(Dativ) + Akkusativ / jemandem etwas anziehen
لباسی را پوشیدن یا لباس به تن کسی کردن.
- Ich ziehe meinen Mantel an.من کتم را میپوشم.
- Die Mutter zieht dem Kind die Schuhe an.مادر کفشها را به پای کودک میپوشاند.
2
sich (Akkusativ)
لباس پوشیدن (برای خود).
- Ich muss mich noch anziehen.من هنوز باید لباس بپوشم.
- Zieh dich warm an!لباس گرم بپوش!
3
Akkusativ
کسی یا چیزی را به خود جلب یا جذب کردن (مانند مشتری، نگاه یا نیرو).
- Die neue Mode zieht viele junge Leute an.مد جدید جوانان زیادی را جذب میکند.
- Der Magnet zieht Eisen an.آهنربا آهن را جذب میکند.
4
Akkusativ
سفت کردن، محکم کردن (پیچ، ترمز، طناب).
- Bitte zieh die Schraube fest an.لطفاً پیچ را محکم سفت کن.
- Er zog die Handbremse an.او ترمز دستی را کشید.
5
intransitiv
افزایش یافتن، بالا رفتن (قیمتها، تقاضا یا اقتصاد).
- Die Preisen ziehen wieder an.قیمتها دوباره در حال افزایش هستند.
- Die Wirtschaft zieht langsam wieder an.اقتصاد به آرامی دوباره رونق میگیرد.