anziehen

Aussprache: /ˈanˌtsiːən/
Wortzerlegung: an·zie·hen
فعل

پوشیدن، لباس پوشاندن، جذب کردن، سفت کردن، افزایش یافتن

Bedeutungen

1 (Dativ) + Akkusativ / jemandem etwas anziehen

لباسی را پوشیدن یا لباس به تن کسی کردن.

  • Ich ziehe meinen Mantel an.من کتم را می‌پوشم.
  • Die Mutter zieht dem Kind die Schuhe an.مادر کفش‌ها را به پای کودک می‌پوشاند.
2 sich (Akkusativ)

لباس پوشیدن (برای خود).

  • Ich muss mich noch anziehen.من هنوز باید لباس بپوشم.
  • Zieh dich warm an!لباس گرم بپوش!
3 Akkusativ

کسی یا چیزی را به خود جلب یا جذب کردن (مانند مشتری، نگاه یا نیرو).

  • Die neue Mode zieht viele junge Leute an.مد جدید جوانان زیادی را جذب می‌کند.
  • Der Magnet zieht Eisen an.آهنربا آهن را جذب می‌کند.
4 Akkusativ

سفت کردن، محکم کردن (پیچ، ترمز، طناب).

  • Bitte zieh die Schraube fest an.لطفاً پیچ را محکم سفت کن.
  • Er zog die Handbremse an.او ترمز دستی را کشید.
5 intransitiv

افزایش یافتن، بالا رفتن (قیمت‌ها، تقاضا یا اقتصاد).

  • Die Preisen ziehen wieder an.قیمت‌ها دوباره در حال افزایش هستند.
  • Die Wirtschaft zieht langsam wieder an.اقتصاد به آرامی دوباره رونق می‌گیرد.