فعل
به آرامی نزدیک شدن، با بیحالی یا با تاخیر رسیدن
معانی و تعاریف anzotteln:
- به آرامی، با دشواری و اغلب با بیدقتی حرکت کردن، به خصوص وقتی که فرد خسته یا پیر است.
جملات نمونه برای anzotteln:
Ich musste mehrmals nach unserem Hund pfeifen, bis er geruhte ''anzuzotteln.''
مجبور شدم چندین بار برای سگمان سوت بزنم تا او بالاخره به آرامی نزدیک شد.
Der alte Mann zottelte langsam den Berg hinauf.
پیرمرد به آرامی و با زحمت از کوه بالا میرفت.
Nach der langen Wanderung zottelten wir müde nach Hause.
بعد از پیادهروی طولانی، خسته و آهسته به خانه برگشتیم.