anzubrechen
شروع شدن، شکستن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(با sein) شروع شدن (روز، شب، دوره جدید).
- Der neue Tag bricht an.روز جدید آغاز میشود.
- Eine neue Ära ist angebrochen.دوران جدیدی آغاز شده است.
2
Akkusativ
(با haben) چیزی را باز کردن یا شروع به استفاده از آن کردن (مثلاً یک بسته، یک بطری).
- Er hat eine neue Packung Kekse angebrochen.او یک بسته بیسکویت جدید را باز کرده است.
- Wir sollten die Flasche Wein nicht vor dem Essen anbrechen.ما نباید بطری شراب را قبل از غذا باز کنیم.