anzubringen
نصب کردن، ارائه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an/in + Dativ
چیزی را در جایی محکم کردن یا چسباندن (مثلاً تابلو، قفسه).
- Wir müssen das Bild an der Wand anbringen.ما باید این عکس را به دیوار نصب کنیم.
- Er hat ein neues Regal in der Küche angebracht.او یک قفسه جدید در آشپزخانه نصب کرده است.
2
Akkusativ
(مجازی) یک موضوع، نظر یا درخواست را مطرح کردن.
- Ich möchte eine Beschwerde anbringen.من میخواهم یک شکایت مطرح کنم.
- Er konnte seine Bedenken nicht anbringen.او نتوانست نگرانیهایش را مطرح کند.