anzudrehen
روشن کردن (دستگاه)، پیچاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(با چرخاندن) دستگاهی را روشن کردن یا جریان چیزی را باز کردن (مثلاً آب، گاز).
- Kannst du bitte das Radio andrehen?میتوانی لطفاً رادیو را روشن کنی؟
- Er drehte den Wasserhahn an.او شیر آب را باز کرد.
2
Dativ + Akkusativ
(مجازی، منفی) چیزی را به کسی قالب کردن یا به زور فروختن.
- Man hat ihm ein defektes Auto angedreht.یک ماشین معیوب به او قالب کردهاند.
- Lass dir nichts andrehen, was du nicht brauchst.نگذار چیزی را که نیاز نداری به تو قالب کنند.