anzudrehen

Aussprache: /ˌantsuˈdreːən/
Wortzerlegung: an·zu·dre·hen
Erweiterter Infinitiv

روشن کردن (دستگاه)، پیچاندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(با چرخاندن) دستگاهی را روشن کردن یا جریان چیزی را باز کردن (مثلاً آب، گاز).

  • Kannst du bitte das Radio andrehen?می‌توانی لطفاً رادیو را روشن کنی؟
  • Er drehte den Wasserhahn an.او شیر آب را باز کرد.
2 Dativ + Akkusativ

(مجازی، منفی) چیزی را به کسی قالب کردن یا به زور فروختن.

  • Man hat ihm ein defektes Auto angedreht.یک ماشین معیوب به او قالب کرده‌اند.
  • Lass dir nichts andrehen, was du nicht brauchst.نگذار چیزی را که نیاز نداری به تو قالب کنند.