anzufärben

Aussprache: /ˈant͡sʊˌfɛʁbən/
Worttrennung: an·zu·fär·ben
Erweiterter Infinitiv

رنگ کردن (کمی)، رنگ گرفتن، رنگی شدن (مصدر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

تغییر رنگ دادن به چیزی، معمولاً با استفاده از رنگ یا ماده رنگی، به شکلی که رنگ اصلی را بپوشاند یا تغییر دهد.

  • Der Künstler entschied sich, die Leinwand mit tiefen Rottönen anzufärben, um eine dramatische Wirkung zu erzielen.هنرمند تصمیم گرفت بوم نقاشی را با رنگ‌های قرمز تیره رنگ کند تا اثری دراماتیک خلق کند.
  • Die Chemikalien können das Wasser unerwünscht anzufärben und seine Trinkbarkeit beeinträchtigen.مواد شیمیایی می‌توانند آب را به طور ناخواسته رنگی کنند و قابلیت آشامیدن آن را تحت تأثیر قرار دهند.