anzufließen

Aussprache: /ˈantsuːˌfliːsn̩/
Worttrennung: an·zu·flie·ßen
Erweiterter Infinitiv

روان شدن، جاری شدن (با 'zu')

Bedeutungen

1 Akkusativ (برای مقصد)

به معنای پیوستن یک رودخانه یا جریان آب به رودخانه یا دریای بزرگتر، یا سرازیر شدن به سمت یک نقطه مشخص.

  • Der kleine Nebenfluss mündet nach wenigen Kilometern in den breiten Strom und fließt ihm an.رودخانه کوچک فرعی پس از چند کیلومتر به رودخانه اصلی و پهناور می‌ریزد و به آن می‌پیوندد.
  • Das Schmelzwasser fließt dem Tal an und sammelt sich im tiefsten Punkt.آب حاصل از ذوب برف به سمت دره جاری می‌شود و در عمیق‌ترین نقطه جمع می‌گردد.