anzuhören
گوش دادن (به کسی/چیزی)، شنیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دقت و تمرکز به سخنان کسی گوش دادن، به طور جدی به یک موضوع یا پیشنهاد توجه کردن و آن را در نظر گرفتن.
- Es ist ratsam, den Ausführungen des Experten aufmerksam anzuhören, um die Komplexität des Problems vollständig zu erfassen.عاقلانه است که به توضیحات متخصص با دقت گوش فرا داد تا پیچیدگی مسئله به طور کامل درک شود.
- Der Minister weigerte sich, die Bedenken der Opposition anzuhören und bestand auf seinem ursprünglichen Plan.وزیر از گوش دادن به نگرانیهای مخالفان خودداری کرد و بر طرح اولیه خود اصرار ورزید.
2
Akkusativ
پذیرفتن و در نظر گرفتن یک ایده، پیشنهاد یا انتقاد، حتی اگر با آن موافق نباشیم.
- Obwohl er von seiner eigenen Meinung überzeugt war, war er bereit, die Argumente seines Kollegen anzuhören.اگرچه او از نظر خود متقاعد شده بود، اما حاضر بود استدلالهای همکارش را بشنود.
- Die Jury musste alle Beweismittel sorgfältig anhören, bevor sie ein Urteil fällen konnte.هیئت منصفه مجبور بود قبل از صدور حکم، تمام شواهد را با دقت بشنود.