anzukämpfen
برای مبارزه کردن، برای جنگیدن
Bedeutungen
1
gegen + Akkusativ
شروع کردن به مبارزه یا تلاش شدید علیه یک دشمن، یک مشکل یا یک وضعیت نامطلوب؛ به چالش کشیدن فعالانه یک وضعیت.
- Die Opposition kündigte an, gegen die neuen Gesetze anzukämpfen.اپوزیسیون اعلام کرد که علیه قوانین جدید مبارزه خواهد کرد.
- Er musste gegen seine eigenen Zweifel und Ängste ankämpfen.او مجبور بود علیه شکها و ترسهای خود بجنگد.