anzuknöpfen
دکمه زدن، بستن (با دکمه)
Bedeutungen
1
an etwas (Akkusativ) anknüpfen
ایجاد یک ارتباط یا آغاز یک گفتگو، به ویژه در موقعیتهای اجتماعی یا دیپلماتیک، اغلب با احتیاط و ظرافت (در حالت مصدر).
- Es ist wichtig, an frühere Erfolge anzuknüpfen, um die Motivation aufrechtzuerhalten.مهم است که به موفقیتهای پیشین متصل شویم تا انگیزه را حفظ کنیم.
- Der Redner versuchte, an die Erfahrungen des Publikums anzuknüpfen, um eine Verbindung herzustellen.سخنران تلاش کرد تا به تجربیات مخاطبان متصل شود تا ارتباطی برقرار کند.
2
etwas (Akkusativ) an etwas (Akkusativ)
وصل کردن یا گره زدن چیزی به چیز دیگر، به ویژه در زمینه پوشاک یا تزئینات (در حالت مصدر).
- Sie lernte, wie man feine Bänder an die Ränder des Kleides anknüpft.او یاد گرفت که چگونه روبانهای ظریف را به لبههای لباس گره بزند.
- Der Juwelier zeigte ihm, wie man die Kette an den Anhänger korrekt anknüpft.جواهرساز به او نشان داد که چگونه زنجیر را به درستی به آویز وصل کند.