anzunähen

Aussprache: /ˌanˌtsuːˈnɛːən/
Worttrennung: an·zu·nä·hen
Erweiterter Infinitiv

نزدیک کردن، دوختن (برای نزدیک شدن)

Bedeutungen

1 Akkusativ (آنچه دوخته می‌شود) + Dativ/an + Akkusativ (به کجا دوخته می‌شود)

اتصال یا پیوستن چیزی به چیز دیگر از طریق دوختن، اغلب با هدف تزئین یا تکمیل.

  • Die Künstlerin nähte kunstvoll Perlen an den Saum des Kleides an.هنرمند به طرز ماهرانه‌ای مرواریدهایی را به لبه لباس دوخت.
  • Man kann die Ärmel des Mantels an die neue Mode anpassen, indem man sie kürzt und neu annäht.می‌توان آستین‌های پالتو را با کوتاه کردن و دوباره دوختن آن‌ها با مد جدید تطبیق داد.
2 Akkusativ (کسی/چیزی) + an + Akkusativ (به کسی/چیزی)

به معنای استعاری، نزدیک کردن یا پیوند دادن افراد یا مفاهیم.

  • Es gelang ihm, die beiden verfeindeten Parteien durch geschickte Verhandlungen anzunähern.او موفق شد با مذاکرات ماهرانه دو طرف متخاصم را به هم نزدیک کند.
  • Die Studie versucht, die Kluft zwischen Theorie und Praxis anzunähern.این مطالعه تلاش می‌کند شکاف بین تئوری و عمل را به هم نزدیک کند.