anzunähen
نزدیک کردن، دوختن (برای نزدیک شدن)
Bedeutungen
1
Akkusativ (آنچه دوخته میشود) + Dativ/an + Akkusativ (به کجا دوخته میشود)
اتصال یا پیوستن چیزی به چیز دیگر از طریق دوختن، اغلب با هدف تزئین یا تکمیل.
- Die Künstlerin nähte kunstvoll Perlen an den Saum des Kleides an.هنرمند به طرز ماهرانهای مرواریدهایی را به لبه لباس دوخت.
- Man kann die Ärmel des Mantels an die neue Mode anpassen, indem man sie kürzt und neu annäht.میتوان آستینهای پالتو را با کوتاه کردن و دوباره دوختن آنها با مد جدید تطبیق داد.
2
Akkusativ (کسی/چیزی) + an + Akkusativ (به کسی/چیزی)
به معنای استعاری، نزدیک کردن یا پیوند دادن افراد یا مفاهیم.
- Es gelang ihm, die beiden verfeindeten Parteien durch geschickte Verhandlungen anzunähern.او موفق شد با مذاکرات ماهرانه دو طرف متخاصم را به هم نزدیک کند.
- Die Studie versucht, die Kluft zwischen Theorie und Praxis anzunähern.این مطالعه تلاش میکند شکاف بین تئوری و عمل را به هم نزدیک کند.