anzunähern
نزدیک کردن (به صورت مصدر با zu)
Bedeutungen
1
sich + Dativ (برای نزدیک شدن خودی), Akkusativ (برای نزدیک کردن چیزی)
به صورت فیزیکی یا استعاری به چیزی یا کسی نزدیک شدن، یا باعث نزدیک شدن شد (با ساختار zu + Infinitiv).
- Es ist schwierig, die beiden extremen politischen Positionen anzunähern.نزدیک کردن دو موضع افراطی سیاسی دشوار است.
- Der Künstler versuchte, seine abstrakten Ideen dem Publikum anzunähern.هنرمند تلاش کرد ایدههای انتزاعی خود را به مخاطب نزدیک کند.