anzunehmen
فرض کردن، پذیرفتن، قبول کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پذیرفتن (پیشنهاد، هدیه، چالش).
- Ich nehme Ihr Angebot gerne an.من با کمال میل پیشنهاد شما را میپذیرم.
- Sie hat das Geschenk dankend angenommen.او هدیه را با تشکر پذیرفت.
2
Akkusativ / dass-Satz
فرض کردن، گمان کردن (که چیزی درست است).
- Ich nehme an, dass du morgen kommst.من فرض میکنم که تو فردا میآیی.
- Man kann annehmen, dass die Preise steigen werden.میتوان فرض کرد که قیمتها افزایش خواهند یافت.
3
Akkusativ
به فرزندی پذیرفتن، نامی را انتخاب کردن، رسمی را پذیرفتن.
- Das Paar hat ein Kind angenommen.آن زوج فرزندی را به فرزندی پذیرفتند.
- Sie hat den Nachnamen ihres Mannes angenommen.او نام خانوادگی شوهرش را پذیرفت.
4
Akkusativ
بر عهده گرفتن (وظیفه، مسئولیت).
- Er hat die neue Aufgabe mit Begeisterung angenommen.او وظیفه جدید را با اشتیاق بر عهده گرفت.
- Die Firma nimmt große Herausforderungen an.شرکت چالشهای بزرگی را بر عهده میگیرد.