anzuplünnen
جیب زدن، دزدی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به یغما بردن اموال و داراییهای یک مکان یا گروه، معمولاً در شرایط آشوب، جنگ یا پس از یک فاجعه؛ غارت و تاراج سازمانیافته.
- Die Plünderer zogen durch die zerstörte Stadt und plünderten alles an, was sie finden konnten.غارتگران در شهر ویران شده میگشتند و هرچه را که میتوانستند پیدا کنند، تاراج میکردند.
- Nach dem Erdbeben begannen Banden, die verlassenen Häuser anzuplündern.پس از زلزله، باندهایی شروع به غارت خانههای متروکه کردند.